پخش زنده
امروز: -
پیادهروی اربعین، آیینی ریشهدار در سیره ائمه اطهار (علیهم السلام) است که بنیان آن به سال ۶۱ هجری قمری و حرکت قهرمانانه جابر بن عبدالله انصاری بازمیگردد. جابر با حضور در مزار سیدالشهدا (ع) در دوران خفقان شدید بنیامیه، سنت اربعین را به عنوان یک «نه» بزرگ به فراموشی عاشورا و اعلام وفاداری ابدی به راه حسین (ع) پایهگذاری کرد.

به گزارش گروه تاریخ خبرگزاری صدا و سیما، امروز تجلی عظیم پیادهروی اربعین، فراتر از یک آیین مذهبی یا مراسم سنتی عزاداری، یک پدیده سیاسی، اجتماعی و بیانیهای جهانی در برابر نظام سلطه است. این حرکت که از دل سرکوبها برآمده، امروز به عنوان بزرگترین اجتماع سالانه مذهبی جهان، نمادی از شکست استراتژیهای تفرقهافکنانه و تجلی عینی «عقلانیت کرامتمحور» در برابر «نگاه ابزاری» غرب به شمار میرود. تاریخ این آیین، در واقع تاریخ مقاومت در برابر تلاش برای محو این هویتِ اصیل اسلامی است. چرا که در دوران خلفای اموی و عباسی، سیاست رسمی حاکمان بر تخریب مزار مطهر و سرکوب تجمعات بود. اما شعائر اربعین در این دوران، به مثابه «جریانی پنهان، اما مستمر» در میان خفقان و سرکوب، زنده نگه داشته شد و پایاییِ ایمان را در سختترین شرایط تضمین کرد.
نخستین گام در جهت علنیسازی این مقاومت، در دوران حکومت آلبویه در قرن چهارم و پنجم هجری قمری رخ داد. حمایت حاکمانی، چون معزالدوله و جلالالدوله از مراسم اربعین، نقطه عطفی بود که در آن، عزاداری از یک عمل مخفیانه به حرکتی سازمانیافته برای ترویج فرهنگ حسینی تبدیل شد. این روند در دوران صفویه در قرن دهم هجری قمری، به سوی مرحله «نهادینه شدن» گام برداشت و با رسمی شدن تشیع در ایران، زیارت عتبات به بخشی از هویت جمعی و آرزوی ملی ایرانیان بدل شد. این اشتیاق چنان ریشهدار بود که حتی در دوران سخت پهلوی اول و تحت فشار سیاستهای مدرنیزاسیون اجباری و ضدمذهبی، هرگز در دلها خاموش نشد و همواره به عنوان نمادی از ایستادگی در برابر تحمیل فرهنگهای بیگانه تداوم یافت.
در این جریان مداوم و مستمر، نقش علما و نخبگان دینی نه تنها بنیادین، بلکه راهبردی نیز بود. بزرگان دین در قامت «پیشرانان مقاومت و تحول فرهنگی» ظاهر شدند تا زیارت پیاده را از یک عمل فردی به یک فرهنگ جمعی تبدیل کنند. از ترویج این سنت توسط دانشمندانی، چون شیخ بهایی در عصر صفوی گرفته تا رویه مستمر مرجعیتهای بزرگی، چون شیخ انصاری و آخوند خراسانی، همگی گواهی بر این است که علما با الگوپذیری عملی، پیوند عاطفی جامعه را با حقیقت عاشورا تقویت کردند.
در مقطعی که این سنت با رکود مواجه شد، نقش شیخ میرزا حسین نوری در احیای ساختارمند این آیین بسیار درخشان بود. علامه نوری با سازماندهی کاروانهای سالانه در ایام عید قربان و تداوم این حرکت تا سال ۱۳۱۹ ه. ق (۱۲۳۴ ه. ش)، بستری برای بازگشت این فرهنگ فراهم آورد و زمینهساز جریان عظیم میلیونی امروز شد.
تداوم این مسیر در دوران معاصر با تلاشهای آیتاللهالعظمی سید محمود شاهرودی مرجع بزرگ تقلید، وارد مرحلهای نوین شد. از این عالمِ مجاهد بهعنوان احیاگر پیادهروی کربلا در دوران معاصر یاد میشود. از این مقطع به بعد جریان جدیدی رقم خورد که پیاده روی زیارت امام حسین (ع) و یارانش، به امری معنوی و حماسی تبدیل شد. در همین راستا، باید از نقش اثرگذار آیتالله شهید سید مصطفی خمینی یاد کرد که در دوران تبعید امام خمینی (ره) به عراق، با تشکیل کاروانهای پیاده به سوی کربلا، پیوندی استوار میان نهضت سیاسی و شعائر حسینی برقرار نمود و ابعاد مقاومتجویانه این آیین را برجسته ساخت.
این پیوند میان ایمان و ایستادگی بود که در «انتفاضه صفر» در سال ۱۳۹۷ ه. ق (۱۳۵۵ ه. ش) پیاده روی اربعین را به نمادی از قیام علیه استبداد حزب بعث تبدیل کرد. در آن دوران، ایستادگی علما و مجاهدینی، چون سید محمدباقر حکیم در برابر خشونتهای هدفمند صدام، ثابت کرد که اربعین همواره بستری برای مبارزه با هرگونه استبداد، ظلم و استکبار است.
تکمیل و تداومِ این جریانِ احیا، در دوران رهبری امام شهید، وارد مرحلهای از تثبیت استراتژیک و جهانیشدن، شد. امام خامنهای (رضوان الله تعالی علیه) اربعین را به عنوان یک «بستر تمدنی» برای بازتعریف هویت اسلامی در جهان معرفی کردند. حمایتهای مستمر و رهنمودهای بصیرانه آن حضرت، در ترویج فرهنگ زیارت پیاده، به گونهای بود که اربعین را از یک آیین ملی به «پدیدهای فراملی» و «اراده جمعی جهانی» تبدیل کرد تا صدای یکپارچه مسلمانان در برابر استکبار باشد و پیامی از «صلح، عدالت و مقاومت» را به گوش جهانیان برساند. امام شهید با تأکید بر این نکته که این اجتماع عظیم، نمادی از «شکست استراتژیهای تفرقهافکنانه» است، پیادهروی اربعین را به حرکتی برای نمایش قدرتِ نرمِ اهلبیت (علیهم السلام) و تبیین حقیقت مقاومت تبدیل کردند و اینگونه پیوند میان اربعین و مقاومت، به اوج خود رسید.
در ورطه کنونی و در عصر «جاهلیت مدرن»، مقابله با نظام سلطه و نفوذ استعمار نوین که در پوشش مفاهیم فریبندهای، چون حقوق بشر و مبارزه با تروریسم عمل میکند، نیازمند بازتولید گفتمان امامت است. اربعین در این راستا، ظرفیتی استثنایی برای تبیین «تمدن نوین اسلامی» بر پایه سه ضلع بنیادین «عقلانیت، معنویت و عدالت» فراهم میآورد و نشان میدهد که میتوان بدون اتکا به ابزارهای مادی غرب، به بزرگترین نظم اجتماعی جهان دست یافت. این حرکت میلیونی و شور مذهبی، اکنون به عنوان یک «الگوی زیست» عمل میکند که در آن ایثار و محبت جایگزین مادیگرایی شده است.
در نهایت، اتحاد زائران گرد امام حسین (ع) و ایستادگی مجتهدان بیدار، نقطه شکست راهبردی جریانهای غربگراست. مسیری که از دل سرکوبها گذشت و به صحنههایی از اجتماع قلوب تبدیل شد. اجتماعی که تا ظهور منجی عالم (عج)، نماد عزت، مقاومت و تمدنی نوین، پویا و پایا خواهد ماند.
نویسنده: فرشته مقدم