پخش زنده
امروز: -
محمود شاهنوری در شعری حماسی از ملت مبعوث سروده است.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، محمود شاهنوری در شعری حماسی با اشاره به شهادت رهبر شهید انقلاب به دست شقیترین انسانها، از ملت مبعوث سروده است.
خدا در سینۀ ما کاشته نخلی مطهّر را
و رویاندهست از آن باور اللهاکبر را
جهان مؤمنین از قدرت توحید آکندهست
که بیتردید عالم تحت فرمان خداوند است
خدا را میپرستیم و به الطافش یقین داریم
ید بیضای موسی را میان آستین داریم
خدا فرمود «لا تحزن» چه جای ترس از شیطان؟
چه جای ترس وقتی درس میگیریم از قرآن؟
خدا با ماست، در اوج بلاها دل به او دادیم
تبر خوردیم اما باز هم از پا نیفتادیم
خدا یکبار دیگر هم محک زد غیرت ما را
که خونی پاک جاری شد، رقم زد بعثت ما را
اگرچه سینههامان سوخت از داغ امام ما
ولی تا صبح محشر باد بر روحش سلام ما
سلام ای نور حق در عصر تاریکی و گمراهی!
سلام ای رهبر فرزانه، ای فریاد آگاهی!
چراغ روشن ما بود عمری چشم بیدارت
به خواب خود نمیدیدیم در تابوت، دیدارت
شکوهت را به روی شانهها دیدیم و مبهوتیم
تو رفتی و هنوز انگار ما مبهوت تابوتیم
تو رفتی تازه فهمیدیم خیر خوب بودن را
جهان فهمیده حالا معنی محبوب بودن را
جهان فهمید چشم مردم خونخواه بیدار است
نخواهد مُرد مردی که خداوندش نگهدار است
خدا گویا که نازل کرده بود از عرش نامت را
که پرچمها چنین سر داده بودند انتقامت را
خروش مردم خونخواه در سوگ امام است این
و گویا یک فراخوان بزرگ انتقام است این
از این پس امر فرزندت چراغ انقلاب ماست
یقینا آنچه او انشا کند، فصلالخطاب ماست
تو رفتی ما ولی پیمان خون با وارثت بستیم
تکان میخورد پرچمها و این یعنی که ما هستیم
تکان میخورد بیرقهای بغضآغشتۀ قرمز
عزا و اشک بود اما شکست و خستگی هرگز
تکان میخورد پرچمها و این یعنی که آگاهی
نباید گم شود در سایۀ اندوه، خونخواهی
نسیم از دور پرچمهای قرمز را تکان میداد
هوا کمکم غروب تلخ تهران را نشان میداد
برای عدّهای، این لحظه آغاز خجالت بود
که تابوت تو پایان نبردی با شرافت بود
تو جان دادی که ما از خفت سازش بپرهیزیم
تو در تابوت خوابیدی که ما از جای برخیزیم
تو جان دادی که تا ما جانفداها جان به تن داریم
بنای آشتی با دشمن خونخوار نگذاریم
تو میرفتی و ما این درس را تکرار میکردیم
اگر از راه تو یک ذره برگردیم نامردیم
خدا میخواست در حیرت بماند لشکر شیطان
تو را اینگونه عزت داد حتی خارج از ایران
محرم، کربلا، تابوت، وای از این تلاقیها
چه غوغایی بهپا کرند در سوگت عراقیها
خداحافظ، برو ای حسرت جامانده از یاران!
برو حالا به دیدار بهشتی، باهنر، چمران
خداحافظ بزرگِ روضهداران در محرمها
برو که چشم در راهند تهرانیمقدمها
خداحافظ رفیق لحظههای غصه و شادی
خداحافظ عزیز مردم میدان آزادی
به عهد خویش با آن حجت غائب وفا کردی
یقین داریم در روز ظهورش بازمیگردی
همیشه نام و یادت جای در قلب وطن دارد
خدارا شکر آقای شهید ما کفن دارد
تو را با احترام و اشک تقدیم حرم کردند
برای پیکر تو بوریا دیگر نیاوردند
خداحافظ، وداعت هم هوای روضهها را داشت
خدا را شکر تابوت تو بوی کربلا را داشت
شبیه جدّ مظلومت شده حالا مزار تو
که روی سینهات خوابیده طفل شیرخوار تو