پخش زنده
امروز: -
حضور آگاهانه مردم در صحنه و پاسداری از آرمان شهیدان، همواره مهمترین سد در برابر تحریف تاریخ و تکرار ظلم بوده است. ماجرای شهادت شیخ فضلالله نوری نیز از همین منظر، یکی از عبرتآموزترین حوادث تاریخ معاصر ایران به شمار میرود.

به گزارش گروه تاریخ وامام و رهبری خبرگزاری صداوسیما ؛ ملتی كه در شهر تهران ایستادند و تماشا كردند كه مجتهد بزرگی مثل شیخ فضل الله نوری را بالای دار بكشند و دم نزدند؛ دیدند كه او را بااینكه جزو بانیان و بنیانگذاران و رهبران مشروطه بود، به جرم اینكه با جریان انگلیسی و غربگرای مشروطیت همراهی نكرد، ضد مشروطه قلمداد كردند- كه هنوز هم یك عده قلمزنها و گویندهها و نویسندههای ما همین حرف دروغ بیمبنای بیمنطق را نشخوار و تكرار میكنند- پنجاه سال بعد چوبش را خوردند: در همین شهر تهران مجلس مؤسسانی تشكیل شد و در آنجا انتقال سلطنت و حكومت به رضا شاه را تصویب كردند.
این بخشی از بیانات رهبرشهید در جمع کارگزاران نظام در سال ۸۸ است.
شیخ فضلالله نوری از علمای برجسته دوران قاجار بود که در آغاز از نهضت مشروطه حمایت میکرد، اما هنگامی که احساس کرد برخی جریانها درصدد دور کردن قوانین و ساختار سیاسی کشور از مبانی اسلامی هستند، به مخالفت با مشروطه به شکل رایج آن پرداخت و نظریه «مشروطه مشروعه» را مطرح کرد.
شیخ فضلالله معتقد بود که قانونگذاری و اداره جامعه باید در چارچوب شریعت اسلامی انجام شود و هشدار میداد که نفوذ برخی جریانهای فکری و سیاسی ممکن است اهداف اولیه نهضت را تغییر دهد
پس از فتح تهران توسط نیروهای مشروطهخواه در سال ۱۲۸۸ هجری شمسی، شیخ فضلالله نوری بازداشت و محاکمه شد. سرانجام حکم اعدام او صادر گردید و ۹ مرداد ماه همان سال در میدان توپخانه تهران به دار آویخته شد. برای بسیاری از طرفدارانش، این واقعه نمادی از مظلومیت یک عالم دینی و نتیجه فضای پرالتهاب، تبلیغات گسترده و قضاوتهای شتابزده آن دوران به شمار میآید.
شهادت شیخ فضلالله نوری یک درس مهم برای همه جوامع دارد: هنگامی که فضای عمومی تحت تأثیر هیجان، شعارزدگی، تخریب شخصیت و عوامفریبی قرار گیرد، امکان دارد حقیقت در میان غوغای تبلیغات گم شود. در چنین شرایطی، افراد به جای آنکه بر اساس بررسی دقیق و انصاف قضاوت شوند، به نمادهای دشمنی و نفرت تبدیل میشوند.
ماجرای شیخ فضلالله نوری، هشداری است درباره خطر عوامفریبی، شایعهسازی و قضاوتهای احساسی. جامعهای که آگاهی، تفکر انتقادی و انصاف را کنار بگذارد، ممکن است در برابر تبلیغات و فضاسازیها آسیبپذیر شود و تصمیمهایی بگیرد که بعدها از آنها با حسرت یاد کند.
ماجرای شهادت شیخ فضلالله نوری و سکوت بخشهایی از جامعه در برابر آن، از حوادث عبرتآموز تاریخ معاصر ایران به شمار میآید. این واقعه نشان میدهد که اگر مردم در برابر ظلم، بیعدالتی و حذف شخصیتهای اثرگذار جامعه بیتفاوت بمانند، ممکن است زمینه برای تکرار فجایع مشابه در آینده فراهم شود.
از این منظر، خونخواهی رهبر شهید بیش از آنکه به معنای انتقام باشد، به معنای پاسداری از حقیقت، زنده نگه داشتن یاد مظلومان، مطالبه عدالت و جلوگیری از تکرار خطاهای تاریخی است. ملتهایی که از تجربههای تلخ خود درس نمیگیرند، ممکن است بارها شاهد تکرار همان اشتباهات در قالبها و چهرههای جدید باشند.
پژوهشگر و نویسنده: طیبه السادات حسینی