پخش زنده
امروز: -
یک صبح، همزمان تیترِ وقوع زلزلهای ۷.۳ ریشتری در دل کویر را میخوانید و با قفل خراب درِ خانه دستوپنجه نرم میکنید. چرا آن زلزله دور خبر است و این قفل نزدیک نه؟

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، یک صبح، گوشیتان را برمیدارید. خبرگزاریها یک زلزله ۷.۳ ریشتری در دلِ کویر را مخابره کردهاند. نه خانهای خراب شده، نه کسی آسیب دیده. تیتر را میخوانید و رد میشوید. اما همان صبح، نیم ساعت وقت میگذارید تا قفل خراب در خانه را تعمیر کنید.
غریزهتان میگوید قفل مهمتر است. مستقیماً زندگیتان را تحت تأثیر قرار داده، هزینه دارد، وقتتان را گرفته. اما خبر، برعکس میگوید. آن زلزله دور، تیتر میشود و قفل خراب خانه شما نه. چرا؟
پاسخ در معیارهایی است که در حرفه خبرنویسی به آنها ارزشهای خبری میگویند. این معیارها، عینکی هستند که سردبیر، دبیر و خبرنگار با آن به جهان مینگرند. یونس شکرخواه، از استادان خبرنویسی ایران، این ارزشها را معیارهای تشخیص اهمیت یک رویداد میداند. بیایید این عینک را روی زلزله در کویر و قفل درِ خانه بگذاریم.
وقتی زلزلهای رخ میدهد، یکی از نخستین سؤالاتی که در تحریریه خبر مطرح میشود این است: چند نفر درگیر شدهاند؟ هرچه دایره تأثیر گستردهتر باشد، رویداد خبرسازتر است. زلزله، حتی در کویر، میتواند صدها یا هزاران نفر را درگیر کند. اما خراب شدن قفل درِ خانه، تنها یک نفر را تحت تأثیر قرار میدهد.
سؤال دوم این است: آیا مکان یا شخص شناخته شدهای در میان است؟ اگر قفل خانۀ یک شهروند عادی خراب شود، خبر نیست. اما اگر قفلِ درِ خانه یک ستاره محبوب فوتبال خراب شود، ماجرا رنگ دیگری به خود میگیرد. شهرت، وزن خبری میآفریند.
سؤال سوم: آیا برخورد و درگیریای در کار است؟ زلزله نماد رویارویی ساختارهای زمین با یکدیگر و تأثیر آن بر زندگی انسان است. این کشمکش، ذاتاً برای مخاطب جذابیت روایی دارد. اما یک دردسر شخصی، چنین برخورد و درگیری را نمیسازد.

بارش برف در اردبیل در بهمنماه عادی است، اما بارش برف در بندرعباس در مردادماه، خبر است. وقوع زلزلهای شدید در منطقهای کمزلزله هم همین حکم را دارد؛ این شگفتی آماری، ریشه در ساختار علمی پدیدهها دارد. در کنار آن، بزرگی پدیده هم وزن خبری میآفریند. ریزش یک دیوار کوتاه در حیاط یک خانه خبر نیست، اما ریزش یک پل بزرگ شهری، تیتر اول میشود. عدد ۷.۳ ریشتر هم به خودیخود ارزش خبری دارد، درحالیکه بزرگی یا کوچکی یک قفل، هیچ مقیاس عمومیای ندارد.
از سوی دیگر، مجاورت و تازگی هم به نفع زلزلهاند. مجاورت فقط جغرافیایی نیست؛ فرهنگی، عاطفی و حتی دینی هم هست. زلزله در کویر، شاید از ما دور باشد، اما وقتی میدانیم همانجا هم، خانوادههایی زندگی میکنند؛ این فاصله کمرنگ میشود. تازگی هم نقش خود را دارد، هرچند بهتنهایی خبرساز نیست. قفل درِ خانه ممکن است همین یک ساعت پیش خراب شده باشد، اما، چون سایر ارزشها را ندارد، حتی با تازگی هم خبر نمیشود.
اما این ارزشها مطلق نیستند. همان قفل خراب، اگر قفل درِ ورودی یک سد بزرگ یا یک تأسیسات حیاتی باشد، دیگر یک دردسر شخصی نیست؛ یک بحران است. اینجاست که میفهمیم گاهی خراب شدن یک قفل کوچک، خبرسازتر از یک زلزله بزرگ است. ارزشهای خبری، همواره در تعامل با هم هستند و وزن هر کدام، بسته به شرایط، تغییر میکند.
پس هر بار که تیتر زلزلهای دور را دیدید، یادتان باشد که رسانه با همین معیارها دارد برایتان نقشه خطر ترسیم میکند؛ و اگر روزی خبری درباره یک قفل خواندید، حتماً آن قفل، یا بر درِ ورودی یک سد بزرگ بوده، یا پای یک چهره سرشناس ملی در میان!